حالا به هر قفلی که مینگرم …
موضوع نامه: من رو هنوز فیل.تر نکردین که.{به مثابهی بیلاخ!}
با ارائهی توضیحات لازم، بسماللهِ مکاتبه.
خاله/عمو فیلتربافِ عزیز، با سلام و خسته نباشید برای اقدامات و فعّالیتهای تازهتان، پیرو نامهی آزاده بانو مورخ ۱۸ فروردین ۱۳۸۸، به عرض میرساند عدّهای از مشترکهای گرامی با جستوجوی کلیدواژههای غیرمجاز از قبیل “ داستانهای سک.سی قشنگ” “ خشن س.کسی” “داستان س.کسی” “داستانهای ناب س.کسی “ و نظایرهم به وبلاگ اینجانب وارد شدهاند. بدینوسیله خواهشمند است دستور بفرمایید وبلاگِ یادشده را فیل.تر بنمایند برای اینکه بنده دل کوچیک شدهام تازگی و دستم نمیرود به حذف وبلاگ وگرنه، به اطلاع میرساند خودمان یک پا رقیبِ قدَر هستیم برای شما! همه میدانند دست به کاتِ من (بعضِ شما اصلن باشد! بازار است و مسألهی رقابت) خیلی درست است. صحبتِ صرف دربارهی مجموعهی حذفیّاتِ من در دنیای مجازی خارج از حوصلهی این نامه است بس که وبلاگ و اکانت و آیدی و ایمیل و رفیق و فلان و بهمان حذف کردهام! اصلن، به شماره درنمیآید! شما که غریبه نیستید، بنده حتّا مترصّد بودم اکانتِ فرندفیدِ میلاد را نیز با خاک یکسان کنم که پیش از اقدامِ نهایی، ایشان از یک دقیقه غفلتِ من سوءاستفاده نموده، پسورد را عوض کرد. فؤاد هم، خودمانی که میشود به ما میگوید “پاککن”! شما برداشتهاید وبلاگ او را فیل.تر نمودهاید بیخبر و بیعلّت امّا، شایان ذکر است بنده دارم ریزریز روی مُخِ او هم -از لحاظ روانشناسی- کار میکنم بلکه یکروزی به چشم میبینید فؤاد هم با طیبِ خاطر اکانت پاک کرده است. یکحالتی مشابه جلال، میبینید که بعد از آن خودکشیِ مجازی در شبیلدا، حذف اکانتِ فرندفید یکطوری درونی شده است در او و دیشب هم از قرار معلوم دوباره! البته، دربارهی علیرضا دیگر شما به طرز خیلی نامردانهای! پیشدستی کردید! باری، غرض تشکّر از شما بود بابت زحماتی که میکشید و عاجزانه خواهمشند است دستور فرموده اقدام مقتضی را مبذول فرمایند و از همین امشب وبلاگهای مرا فیل.تر کنند. حتّا پیشنهاد میشود وبلاگِ جمیع دوستانِ نامبرده در این نامه و فهرستِ پیوست را نیز قلع و قمع کنید تا بساطِ اینترنت در ایران و حومه رسماً برچیده شود و ما هم برویم ازدواج کنیم.
درپایان، با یادی از محمّد آجرپاره، این عکس را که خیلی دوست میدارم تقدیم میکنم به شما. خدا شاهد است یکجوری شدهام این روزها که به قولِ سیّد شاعر؛ “حالا به هر قفلی که مینگرم کلام کلید و اشاره میبارد.” ملالی نیست جز همینکه هربارِ مراجعه به وبلاگمان میبینیم هنوز مشترک گرامی نشدهایم!
من الله توفیق. سعیکم مشکور. اجرکم عندالله. التماس دعا و این حرفها.
رونوشت به؛ میلاد، فؤاد، جلال، علیرضا، محمّد، پیچک سر به هوا و خیاطباشی {که ایشالله فیل.ترش کنین!} که نامه بنویسن براتون به نوبهی خودشون.


چشم!
خردک مطلبی در اینبـاره خوام نوشت.
Reply
Rohya Reply:
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۹ ب.ظ
چشم شما بیبلا. منتظریم
Reply
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۵ ب.ظ
فکر نکنم تا حالا کسی انقدر دعا به جون خاله فیلتر باف کرده بوده که تو کردی. الانه که دلدرد بگیره
Reply
Rohya Reply:
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۰ ب.ظ
آرررره؟ الهی که بمیره پس
Reply
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۴:۳۲ ب.ظ
[...] دادی و بهت میل زدم و رسیدگی کردی، اما جان بچهت الان رویا دستور داد که اینو بنویسم وگرنه من رو با شما چه کاریه؟! [...]
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۵ ب.ظ
چشم!
خردک مطلبی در اینبـاره نوشتم
Reply
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۸ ب.ظ
در ضمن منم فعالیت در فرنفید رو به حالت تعلیق در آوردم :)
Reply
Rohya Reply:
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۶ ب.ظ
ایشالله مبارکه
ما که فعّالیّت نامحسوسمون رو شروع کردیم امّا برای آیندهمون هم شده یواش یواش ترکِ کامل میکنیم تردد در اونجا رو
Reply
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۸ ب.ظ
[...] شده از اینجا و اینجا دعوت میکنم از خدا تا او هم نامهای بنویسد، به هر حال [...]
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶ ب.ظ
[...] خیلی کار داره نباید مزاحمش بشیم! همهش تقصیر این رویای چاهار ستاره شد که تهدیدم کرد اگه چیزی برات ننویسم، بهت میگه [...]
آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۴ ب.ظ